جوجه طلای مامان وبابا

اولین قدم

جوجه طلایی مامان سلام مامان 18اردیبهشت از دکتر وقت گرفت تا براش ازمایش بنویسه تا خیالم راحت بشه که از همه جهت سالمم وامادگی این رو دارم که شما عشقم بیایی تو شیمکم.گلم من برای اومدن شما دارم خودم رو اماده می کنم.یه عالمه کتاب ومجله می خونم کلی هم سی دی گوش می کنم.عزیزم من همیشه توی ذهنم رویای باتو بودنرو تجسم می کنم .برات یه عالمه شعرهای کودکانه دانلود کردم.امیدوارم ماه بعد تو اومده باشی تو شیمک مامانی ورویاهای قشنگم همش واقعیت بشه دوست دارم .دست خدا می سپارمت. ...
25 ارديبهشت 1391