جوجه طلای مامان وبابا

یک دنیا پر از عشق

جوجه طلایی منniniweblog.com

من مامان زری 6ساله پیش  بابابا رسول شما با یک دنیا پر ازعشق ازدواج کردیم من و بابایی شما عاشق همدیگه هستیمniniweblog.com وتصمییم گرفتیم امسال با اومدن شما به خواست خدای مهربون زندگیه قشنگمون رو قشنگتر کنیم .امیدوارم زیاد مارو منتظر نزاری عشقم وزود زود بیای تو شیمک مامانی.خیلی دوست داریمقلبقلبقلب

 

 بای بایبای بایبای بایبای بای

 

عشق ماماني وباباي

به نام خالق اسمانها عسلم امروزبا بابايي رفتيم سونو ان تي حسابي شما رشد كردي وبزرگ شدي قربونت برم الهي ماماني ديروز تو مطب خانم دكتر صداي قلب شما رو شنيده بودم .قربون اون قلب كوچولوت بشه مامان شيرينم .امروز هم با باباي دوباره صداي قلبت رو شنيديم.بابا اينقدر ذوق كرده بود كه شما رو مي ديد .خانم دكترگفت همه چيز ني ني تون خوبه .ماهم همش خداروبه خاطر شما شكر كرديم.همش  اون عكس كو چولويي رو كه خانم دكتر داد نگاه مي كنم وتند تند دلم برات تنگ ميشه عسلم.هنوز نميدنيم ماماني شما دخملي هستي يا پسملي ولي هرچي باشي ما دوست داريم وبي صبرانه منتظرتيم .سفت به ماماني بچسب خوبم رشد كن عشقم  ...
28 مهر 1392

لا لا گل نازم

*لالالالا  گل نازم * تويي سرو سرافرازم * تويي سرو و تويي كاجم * تويي افسر، تويي تاجم   * لالالالا گل نرگس * نباشم دور، ِز‌‌ تو هرگز * هميشه در برم باشي * چو تاجي بر سرم باشي   *لالالالا گل مريم * چه گويم از غم و دردم *غم من در دلم پنهان * بيا اينجا بشو مهمان   * لالالالا گل مينا * بخواب آروم ،گل بابا * بابا رفته ، سفر كرده * الهي زودي برگرده   * لالالالا گل شب بو * نگاهت مي كند جادو * ببينم چشم شهلايت * به زير آن كمان ابرو   * لالالالا گل پونه *انار كردم واسَت دونه * انار سر...
28 مهر 1392

دخمل طلاي مامان

سلام دخمل قشنگم عشق ماماني مامان اين چند وقت خيلي تنبل شده بود واصلا فرست نكردم برات بنويسم .قربونت برم الان شما تو هفته30هستي وحسابي بزرگ شدي وتو شيكم مامان حركت مي كني قربون اون تكون خوردنت برم كه قند تو دل مامان اب مي كني عشقم ديگه چيزي نمونده تا شما بيايي تو بغل مامان وبابا امروز رفتم يه البوم خوشگل با لوازم بهداشتيت رو خريدم نازدونم عكساشو برات مي زارم چندروز پيش هم با بابايي كمدت رو سفارش داديم داريم همه چيز رو برا قدمهاي خوشمل شما اماده مي كنيم مادر جون وپدرجونم كلي وسيله برات خريدن دستشون درد نكنه خيلي زحمت كشيدن عكساي اوناهم برات مي زارم راستي بابايي ديگه خيلي دلش برا شما تنگ شده همش با شما حرف مي زنه شما هم براش ...
27 مهر 1392

اولين حضورجيگمل طلاي مامان

سسسسسسسسسسسسسسلام عزيز دلم امروز اولين روزي است كه ماماني فهميد كه شما توشيمكش قايم شدي صبح رفتم بي بي چك خريدم در كمال نا باوري يه خط كمرنگ افتاد زودي حاضر شدم رفتم ازمايشگاه تا خيالم راحت شه كه شما هستي بببببببببللللللللللللللهههههههههه جوب مثبت بود قربونت برم سفت به شيمك ماماني بچسبي ها.راستي بابايي شكه شده تا نرم دكتر باور نمي كنه ...
1 ارديبهشت 1392

تولد مامان

سلام عزیزم امروز تولد مامانی بود.همش فکر می کردم امسال تولدم تو پیش مامانی ولی گلم امسالم پیشم نبودی امیدوارم سال دیگه تو پیشم باشی عزیزم اگه تو باشی باهم بازی می کنیم برات کیک های خوشمزه درست می کنم.غذاهایی که دوست داشته باشی رو برات درست می کنم.باهم میریم بیرون پارک هرجاکه دوست داشته باشی.راستی عزیزم برات یه عالمه جوراب خوشگل با یه قمقمه ویه ست نوزادی ویه پتو نارنجی خوشگل خریدم.تازه مادرجون فاطمه هم برات کلی چیز خریده عزیزم ببین چقدر دوست داریم که هنوز نیومدی وما نمی دونیم پسری یا دختر این همه چیز برات خریدیم.اگه بیایی وما بدونیم گل پسری یاگل دخمل اون وقت یه عالمه برات چیزای قشنگ می خرم.خاله مریم هم خیلی دوست دارد شما زوشقمدی بیای وخاله...
5 مهر 1391

گل نازم

گل نازم الان بابایی خواب ومن دارم برای شما می نویسم عشقم بابایی خیلی مهربون وسخت داره کار می کنه تا شرایط رو برای اومدن شما فراهم کنه من که خیلی دوسش دارم و می دونم شما هم عاشقش میشی.   ...
26 ارديبهشت 1391