عشق ماماني وباباي
به نام خالق اسمانها عسلم امروزبا بابايي رفتيم سونو ان تي حسابي شما رشد كردي وبزرگ شدي قربونت برم الهي ماماني ديروز تو مطب خانم دكتر صداي قلب شما رو شنيده بودم .قربون اون قلب كوچولوت بشه مامان شيرينم .امروز هم با باباي دوباره صداي قلبت رو شنيديم.بابا اينقدر ذوق كرده بود كه شما رو مي ديد .خانم دكترگفت همه چيز ني ني تون خوبه .ماهم همش خداروبه خاطر شما شكر كرديم.همش اون عكس كو چولويي رو كه خانم دكتر داد نگاه مي كنم وتند تند دلم برات تنگ ميشه عسلم.هنوز نميدنيم ماماني شما دخملي هستي يا پسملي ولي هرچي باشي ما دوست داريم وبي صبرانه منتظرتيم .سفت به ماماني بچسب خوبم رشد كن عشقم ...
نویسنده :
مامان زری
11:56

.gif)
من و بابایی شما عاشق همدیگه هستیم
وتصمییم گرفتیم امسال با اومدن شما به خواست خدای مهربون زندگیه قشنگمون رو قشنگتر کنیم .امیدوارم زیاد مارو منتظر نزاری عشقم وزود زود بیای تو شیمک مامانی.خیلی دوست داریم

