دخمل طلاي مامان
سلام دخمل قشنگم.gif)



.gif)
عشق ماماني مامان
اين چند وقت خيلي تنبل شده بود واصلا فرست نكردم برات بنويسم
.قربونت برم الان شما تو هفته30هستي
وحسابي بزرگ شدي
وتو شيكم مامان حركت مي كني
قربون اون تكون خوردنت برم كه قند تو دل مامان اب مي كني
عشقم ديگه چيزي نمونده تا شما بيايي تو بغل مامان وبابا امروز رفتم يه البوم خوشگل با لوازم بهداشتيت رو خريدم نازدونم عكساشو برات مي زارم چندروز پيش هم با بابايي كمدت رو سفارش داديم
داريم همه چيز رو برا قدمهاي خوشمل شما اماده مي كنيم 

مادر جون وپدرجونم كلي وسيله برات خريدن دستشون درد نكنه خيلي زحمت كشيدن عكساي اوناهم برات مي زارم راستي بابايي ديگه خيلي دلش برا شما تنگ شده همش با شما حرف مي زنه شما هم براش تو شيكم مامان تكون مي خوري بابا ميگه دلم مي خوادزودتربيادبغلش كنم بوسش
كنم باهاش بازي كنم عزيزم باباي
خيلي مهربونه خيلي هم كار مي كنه وزحت مي كشه تا من وشما راحت باشيم.عزيزم ازخداي مهربون مي خوام مراقبت باشه




دخمل طلاي مامان
